linkedin logo instagram social network logo of photo camerayoutubetelegram
سبد خرید 0
Super User

Super User

Lorem Ipsum is simply dummy text of the printing and typesetting industry. Lorem Ipsum has been the industry's standard dummy text ever since the 1500s.

Website URL: http://www.joomdev.com
Sunday, 06 January 2019 10:17

(تغییر باورها)

خوشی های زودگذر مانعی برای پیشرفت

نویسنده: سید علی موسوی
مدرس موفقیت رشد وپیشرفت در مهارت های فردی

wrm
یعنی استارت صبر حرکت دریافت
در قانون جذب افراد خواسته های خود را فقط تا پنجاه درصد بدست می آورند چون شروع به فکرکردن وتغییر در باورها میکنند وپس از مدتی که باید حرکت کنند ودریافت کنند را انجام نمی دهند و همین اشتباه باعث شده که مردم اعتماد خودرا نسبت به قانون جهان هستی قانون جذب از دست بدهند .
در روش آموزشی وتغییر باورها
شما ابتدا باید بدانید آنچیزی را که باور دارید را بدست می آورید نه آن چیزی را که فکر میکنید آن چیزی را که باور دارید را جهان به شما نشان می دهد .ما به دنیا آمده ایم که شاد سالم وثروتمند باشیم.ما به دنیا نیامده ایم که نگران باشیم یا استرس داشته باشیم .شرایط فعلی زندگی هر انسانی فقط وفقط مربوط به باورهایی هستند که برای خودش ساخته است.                                            

 #موفقیت#علی موسوی

Monday, 31 December 2018 15:39

گذشتن از لذت ها

خوشی های زودگذر مانعی برای پیشرفت

خوشی‌های زودگذر:
یکی از بزرگ‌ترین مشکلاتی که گریبان انسان‌ها را گرفته، اهمال‌کاری است. حتماً برای شما هم اتفاق افتاده که تصمیم دارید کاری را انجام بدید (مثلاً مطالعه کتابی را شروع کنید) اما با خودتان میگید «دو روز بیشتر از هفته نمانده، این دو روز را به خودم استراحت می دم و فیلم‌های تلویزیون را می‌بینم، از شنبه پرانرژی شروع می‌کنم» و متأسفانه این شنبه معمولاً هیچ‌گاه نمی‌آید.
برای مقابله با این مشکل دو موضوع را مدنظر قرار دهید.
اول: خوشی‌های زودگذر
مثل تلویزیون دیدن، سرگرم شدن در گروه‌های تلگرام، دیدن اخبار و ... را کنار بگذاریم، این موارد به ما خوشی‌های لحظه‌ای و کاملاً بی‌فایده می‌دهند، اگر واقعاً درک کنیم این‌ها خوشی و لذت واقعی را ندارند راحت‌تر می‌توانیم آن‌ها را کنار بزنیم.
بهتر هست با کم کردن یک مورد شروع کنید، شاید نشود همه این موارد را کنار گذاشت، اما آهسته‌آهسته می‌توان این کار را انجام داد.
به‌عنوان‌مثال اگر روزی یک ساعت در شبکه‌های اجتماعی هستید، از این به بعد با خودتان قرار بگذارید که یک ساعت را به نیم ساعت کاهش بدهید. یا تصمیم بگیرید از این به بعد یکی از برنامه‌های تلویزیونی که عادت به تماشای آن دارید را دیگر مشاهده نکنید و آن زمان را به کار مفیدتری بپردازید.
با این کار می‌توانید به‌مرورزمان خوشی‌های زودگذر را تا حد قابل قبولی از زندگی خود حذف کنید. البته سوءتفاهم نشود، منظورم این نیست که تمام تفریح‌های زندگی را از خودتان دور کنید، گاهی تلویزیون دیدن خوب و لذت‌بخش است، دیدن فیلم لذت‌بخش است و حتی گاهی شاید نیاز باشد سری به شبکه‌های اجتماعی خودتان بزنید، اما همه این‌ها در زمان مناسب خودش انجام می‌شود و بجاست نه اینکه هر شب چند ساعت جلوی تلویزیون مشغول دیدن تمام سریال‌ها بشویم.
دوست دارم یک مثال بزنم، فرض کنید شما یک سریال 60 قسمتی را تماشا می‌کنید، تنها نفع این سریال این است که از دیدن آن لذت می‌برید، مدت زمانی که شما عمرتان را برای دیدن این سریال گذاشتید 60 ساعت است و البته 60 ساعت زمان مفید. حال فرض کنید بجای 60 ساعت مشاهده یک سریال (که گاهی آخرش آن‌قدر بد تمام می‌شود که از دیدنش پشیمان می‌شویم) مطالعه می‌کردید یا یک دوره صوتی زبان یا هر آموزش دیگری را گوش می‌دادید. چقدر مفیدتر می‌شد. فکرش را بکنید 60 ساعت مطالعه می‌تواند جهت‌گیری فکر و ذهن شمارا تغییر دهد و تأثیرهای فوق‌العاده‌ای در زندگی‌تان بگذارد.

دوم: هیچ کاری را به فردا واگذار نکنیم، جمله زیبایی می‌خواندم با این مضمون
«بهترین زمان برای انجام کارها دیروز بود و بهترین زمان بعدی امروز است»
شاید بتوانم به‌جرئت بگویم خیلی از ما، این تجربه را داریم که کارهای مهم خودمان، کارهایی که دوست داریم آن‌ها را انجام دهیم، معمولاً به تعویق می‌اندازیم. مثلاً می‌گوییم از شنبه، از فردا، فعلاً حالم خوش نیست، باشد هر وقت سرحال شدم و عبارت‌های مشابه. جالب اینجاست که نمی‌دانم چرا هیچ‌گاه این زمان موعود فرا نمی‌رسد.
اگر دوست دارید موفق باشید و از زندگی خودتان راضی، کارها و برنامه‌هاتون را از همین‌الان شروع کنید. بازهم می‌گویم همین الاااااان
اگر دوست دارید در باشگاه محله ثبت‌نام کنید همین‌الان دست بکار بشید، اگر دوست دارید خواندن یک کتاب را شروع کنید همین‌الان، اگر می‌خواهید رژیم غذایی بگیرید همین‌الان، اگر می‌خواهید با یک نفر آشتی کنید همین‌الان و اگر می‌خواهیدهای دیگر.
بر اساس بررسی هایی که برخی از بزرگان و دانشمندان انجام داده اند، بی حالی قبل از انجام کار (که معمولاً باعث می شود کاری را انجام ندهیم و به زمان دیگری موکول کنیم.) با شروع کار و کمی مداومت و استقامت بر انجام کار، از بین می رود و شما برای ادامه کار اشتیاق پیدا می کنید.

Monday, 31 December 2018 15:37

برنامه ریزی

چگونه مي توان براي خود برنامه ريزي کرد؟

بايد تشخيص داد که در حال حاضر چگونه زندگي مي کنم، يعني ليست کارها و زمان آن ها را طوري که بايد تهيه کنم. يک هفته تمام کارهاي روزمره را يادداشت مي کنم.يادداشت ها را بررسي مي کنم وکارهايي که از روي بي هدقي بوده وضرورتي براي زندگي من ندارد را مشخص مي نمايم خصوصاً اموري که براي تلف کردن وقت است..
براي هفته دوم با توجه به شرايط زندگي و برنامه هاي از پيش تعيين شده و مفيد، تعيين مي کنم که مي خواهم چه تغييراتي را در زندگي خويش ايجاد کنم و هدفم از اين تغييرات بايد بهبود وضعيت قبلي و يا کيفيت بهتر باشد.
در مرحله بعد پيش بيني مي کنم که بايد چه تغيييراتي را ايجاد کنم آن ها را ليست مي کنم، به عبارتي با توجه به هدفم خواسته هايم را از خودم مشخص مي کنم، مثلا مي خواهم پايه درس رياضي ام بهتر شود و يا تغيير مثبتي در اخلاقم ايجاد شود، تمام خواسته ها را مشخص و ميزان آن را معلوم مي کنم.
در اين مرحله براي هفته سوم بر اساس خواسته هايم براي خود برنامه ريزي مي کنم و قبل از آن خواسته ها را تعديل مي کنم، با زبان ساده تر از کم شروع مي کنم و کم کم سعي مي کنم به خواسته هاي حقيقي خود برسم. اکثر کساني که نمي توانند به برنامه خود عمل کنند کساني هستند که از همان ابتدا برنامه سنگيني براي خود تدارک مي بينند و چون در عمل احساس ناتواني مي کنند از برنامه داشتن منصرف مي شوند و تا دو هفته اين برنامه را ادامه مي دهم. در اين مرحله زمان را مشخص نمي کنم و فقط کارهاي خوب و پيش بيني هاي خود را بين روزهاي هفته تقسيم مي کنم، مثلا روز شنبه بايد يک ساعت ادبيات و يک و نيم ساعت زبان انگليسي و دو ساعت رياضي بخوانم و براي روزهاي ديگر هفته با توجه به شرايطم مقدار زماني و يا مقدار درسي که بايد خوب بفهمم را معين مي کنم.
برنامه را به اجرا مي گذارم. هر شب قبل از خواب بر کارهاي خود نظارت کرده و در مقابل خواسته هاي روزانه ام، ميزان عملکرد خود را مشخص مي کنم، مثلا در مثال قبلي، قبل از خواب روز شنبه بررسي مي کنم که چه قدر ادبيات يا زبان و يا... خوانده ام. ممکن است درس ادبيات نياز به چهل و پنج دقيقه مطالعه باشد و درس زبان نياز به دو ساعت و همين طور براي کارهاي ديگر، آن چه انجام داده ام را صادقانه و با دقت يادداشت مي کنم.
در پايان هفته عملکرد خود را جمع بندي کرده با هدف و خواسته هايم و پيش بيني ابتداي هفته مقايسه مي کنم. هدفم از اين کار داشتن برنامه است و عادت کردن به برنامه داشتن.
در مرحله بعد خواسته هاي دقيق تر و واقع بينانه تري را پيش بيني نموده و هفته بعد را مصمم تر به برنامه ام عمل مي کنم. اين عملکرد را بررسي کرده اگر در پايان هفته از آن نسبتا راضي بوده ام و احساس خوبي از عمل کردن به آن داشتم برنامه را صرفا براي عادت شدن ادامه مي دهم و اگر راضي نبودم سعي مي کنم برنامه هفته بعد را واقع بينانه تر در نظر بگيرم تا به رضايت نسبي برسم. حالا من ديگر برنامه دارم مي خواهم وضعيت خود را بهبود بخشم. بهتر است کم کم خواسته هاي پيش بيني شده ابتداي هر هفته را متناسب هدفم کنم تا به هدف برسم. مي دانم که از برنامه داشتن مهم تر عمل کردن به آن است. بر خود نظارت دقيق مي کنم، اهدافم را مي نويسم و در جايي که مدام جلوي نظرم باشد قرار مي دهم، خودم خودم را تشويق مي کنم، از خدا مدد مي خواهم، از اعضاي خانواده مي خواهم قبل از برنامه ريزي جمعي در خانه برنامه من را هم در نظر داشته باشند.
حالا که چهار هفته است با برنامه عمل مي کنم با توجه به توانم دو نکته ديگر را وارد برنامه ام مي کنم؛ اول خواسته هايي که براي بهتر شدن دارم، يعني کم کم برنامه ام را سنگين تر و خواسته هاي بيشتري را از خود طلب مي کنم. مسلما اکنون قادر خواهم بود کمي به خودم سختي هم بدهم. دوم عنصر زمان را هم بايد در برنامه هايم بياورم، مثلا مشخص کنم که از ساعت پنج تا پنج و چهل و پنج دقيقه به مطالعه و يادگيري عربي مي پردازم و حداقل سه هفته اين برنامه را ادامه داده و هر تغييري که باعث بهبود شرايط من مي شود ايجاد مي کنم.
اکنون من موفق شده ام که به بهترين شکل ممکن براي خود برنامه ريزي درسي انجام دهم و به آن عمل کنم. احساس رضايتي که به من دست داده را نمي توانم وصف کنم. از خدا بابت اين توفيق شاکرم.
اين زماني است که مي توانم از خود انتظار داشته باشم که نه تنها براي درس بلکه براي بهترين شدن ها در زندگي برنامه داشته باشم، براي مطالعات غيردرسي ام، ديدن فيلم و نشستن پاي کامپيوتر و ارتباط با دوستانم، همه حساب شده است. برنامه اوقات فراغتم برنامه خودسازي است نه... ديگر بي هدف در خيابان ها پرسه نمي زنم، همين طوري با تلفن حرف نمي زنم، کنار کامپيوتر و....
حالا حتي تفريح و سرگرمي من هم براي تقويت قواي ذهني و نشاط روحي ام است و توسط خودم انتخاب مي شود و براي همه کارهايم با فکر انتخاب مي کنم که چه کنم؟
من مي توانم سررشته زندگي خويش را در دست بگيرم. من مي دانم که تنها راه موفقيت اول خودشناسي و بعد بر اساس آن خودسازي است و داشتن برنامه و عمل کردن به آن و نظارت و کنترل خود يعني قدرتمند شدن و پيروز شدن بر تمام موانع راهم. موفقيت من دليلش : لطف خدا، محبت و همراهي و ياري خانواده ام و معلمانم و همراهي دوستان خوب و عاقلم، اراده، تلاش، پشتکار، مصمم و اميد به آينده و اميد به موفقيت است.

Friday, 01 December 2017 11:43

باور

باور چیست؟

در این مقاله قصد داریم در مورد کلمه‌ای به نام باور صحبت کنیم. بیشتر افراد نمی‌دانند باور چیست؟ اگر این مقاله را مطالعه کنید به زودی خواهید دانست که باور چیست؟ و باورهای انسان چه نقشی در زندگی او دارند.
به راستی باور چیست؟ چرا کسانی که باورهای مخربی را در ذهن خود پرورش می‌دهند همیشه منتظر شکست هستند و در نهایت هم خود را شکست خورده می‌یابند.
اگر بدانید که باور چیست؟ و باورهای محدودکننده و مخرب چه بلایی می‌توانند سر انسان بیاورند هرگز باورهای مخرب را در ذهنتان پرورش نخواهید داد.

باور به چیزی گفته می‌شود که انسان به آن اعتقاد قوی دارد. در بیشتر اوقات به باور، ایمان هم گفته می‌شود. به تکرار چندین باره یک فکر باور می گویند. افکار شما در این جهان ارتعاشات و فرکانس هایی دارند. باور را می توان به گونه ای دیگر نیز تعریف کرد.
ارتعاشاتی که چندین بار تکرار می شوند، در ذهن انسان باورها را تشکیل می دهند. به صورت دقیق تکرار ارتعاشات شما باورهای شما را می سازند.
مثلاً شما باور دارید که اگر صبح از خواب بیدار شوید و آسمان ابری نباشد، خورشید را در آسمان خواهید دید.


دیدن خورشید در آسمان یک باور است. یا اینکه باور دارید که وقتی‌که روز به پایان رسید شب فرار می‌رسد.
اگر فکر می‌کنید که برای موفق شدن باید کارهای سخت انجام دهید به این معنی است که شما باور دارید که انجام کارهای سخت منجر به موفقیت می‌شود.
اگر فکر می‌کنید که می‌توانید کاری را با موفقیت انجام دهید پس شما به توانایی خودتان باور دارید و باقدرت برای انجام آن کار اقدام می‌کنید؛ و یا برعکس اگر فکر می‌کنید که نمی‌توانید کاری را انجام دهید پس شما به توانایی خودتان باور ندارید.
باور چیست؟ باور یعنی اینکه به بودن و یا نبودن چیزی یا به انجام شدن و یا نشدن کاری اعتقاددارید. پس اگر بخواهیم در یک جمله باور را تعریف کنیم می‌توانیم بگوییم:
باور به اعتقاد قلبی به بودن و یا نبودن چیزی و یا انجام‌پذیر بودن و یا انجام‌ناپذیر نبودن کاری می‌گویند که از تکرار افکار هم نوع ساخته می شوند.
باورهای هر انسان به او می‌گویند که او چگونه انسانی است.
مثلاً اگر شما باور دارید که انسان شجاعی هستید پس در واقعیت هم کارهایتان را به‌صورت شجاعانه انجام می‌دهید.

هنری فورد می گوید:
اگر فکر می‌کنید، می‌توانید پس می‌توانید و اگر فکر می‌کنید، نمی‌توانید پس نمی‌توانید.
این باور شما است که از شما انسانی قوی و توانمند و یا انسانی ضعیف و ناتوان می‌سازد. باور انسان می تواند او را ضعیف و یا توانمند کند.
اکنون که دانستید باور چیست؟ و به معنی و مفهوم باور پی بردید، حال وقت آن است که بدانید باورهای انسان چگونه ساخته می شوند؟
۱- باور چگونه ساخته می‌شود؟
از همان لحظه‌ای که انسان قدم به این دنیا می گذارد، شروع به یادگرفتن می‌کند. به‌طور مثال او راه رفتن و حرف زدن را یاد می‌گیرد. یادگیری‌های او فقط به حرف زدن و راه رفتن خلاصه نمی‌شود.
کودک انسان یاد می‌گیرد که بترسد، یاد می‌گیرد که شجاع باشد، یاد می‌گیرد که قوی و یا ضعیف باشد. یاد می‌گیرد که بنویسد و یا بخواند.
این‌ها تنها بخشی از یادگیری‌هایی هستند که انسان دارد. انسان در کودکی شجاع است و هر کاری را بدون ترس انجام می‌دهد. او دوست دارد برای اینکه بهتر یاد بگیرد، هر چیزی را آزمایش و یا تجربه کند.
کارهایی را انجام می‌دهد که ازنظر پدر و مادرش کارهای خطرناکی هسند. او نمی‌داند که انجام آن کارها خطرناک است و احتمال دارد که صدمه ببیند، پدر و مادرش به او می‌گویند که این کار خطرناک است و او را از انجام آن کار منع می‌کنند.
وقتی که دستش را به سمت آتش یا اشیاء داغ می برد والدین او روی دستش می زنند و از خطرناک بودن کارش می گویند. او را دائما از انجام بعضی کارها نهی می کنند.
او را می ترسانند و به او می گویند که این کار را انجام ندهد بهتر است. اینگونه ذهن انسان را از باورهای مخرب و محدود کننده پر می کنند.
او کم‌کم باورهای پدر و مادر را قبول می‌کند. او کم‌کم می‌آموزد که هر کاری را به‌راحتی تجربه نکند. پدر و مادر باورهای خود را به کودک خود می‌آموزند.
پس می‌توان به‌ این نتیجه رسید که باورهای خانواده در ساخته‌شدن باورهای اثری بسیار قدرتمند دارند.
می توان گفت اگر انسان در خانواده‌ای رشد کند که آن خانواده باورهای مثبت زیادی داشته باشند، او نیز از باورهای مثبت خانواده الگوبرداری کرده و باورهای مثبت را در وجودش می‌سازد و برعکس اگر پدر و مادرش باورهای محدودکننده زیادی داشته باشند، این باورها باعث ساخته‌شدن باورهای محدودکننده در انسان می‌شوند.
دومین مکان مهمی که باعث شکل‌گیری باورهای انسان می‌شود، مدرسه و محل تحصیل کودک است. معلم‌ها و مربی‌های او به او می‌آموزند که چه چیزی خوب است و چه چیزی بد است.
او باورهای معلمان خود را یاد می‌گیرد و باورهای خود را بر اساس باورهای آن‌ها می‌سازد.
فرض کنید که دانش‌آموزی در مدرسه‌ای تحصیل می‌کند. اگر دریکی از روزهای تحصیلش به دلیل اینکه نتوانسته است به سؤالات معلم جواب بدهد، معلمش به او بگوید که تو خنگ و بی‌سواد هستی.
اگر این کودک به‌راستی خنگ نباشد این حرف معلمش باوری را در او می‌سازد که به خنگ بودنش مهر تأیید می‌زند. در اینجا یک جمله‌ی معلم به ساخته‌شدن باوری منجر می‌شود که در زندگی آینده ، این کودک او را ضعیف و ناتوان می‌کند.
چه‌بسا ساخته‌شدن این باور محدودکننده باعث شود که این دانش‌آموز نتواند از همه توان خود برای یادگیری استفاده کند و روزبه‌روز این ناتوانی ساختگی در او بیشتر شود.
به همین دلیل است که به پدر و مادر و معلمان تأکید می‌شود که از به کار بردن جملات تضعیف‌کننده دوری کنند و در عوض از جملات انگیزشی و انرژی‌بخش برای تشویق کودک خود استفاده نمایند تا باورهای انرژی بخش در ذهن او شکل بگیرند.

گاهی اوقات باورهای انسان بر اساس تجربیات گذشته او شکل می‌گیرند. فرض کنید برای سخنرانی در یک جمع دعوت‌شده‌اید. اگر شما دو یا سه بار سخنرانی ضعیفی در مراسم‌های مختلف اجرا کنید کم‌کم به این نتیجه می‌رسید که سخنران خوبی نیستید.
اگر به این باور برسید که سخنران ضعیفی هستید، این باور به شما اجازه نخواهد داد که از همه توان خود برای سخنرانی های دیگر استفاده کنید.
حال اگر برعکس آن اتفاق بیفتد و شما دو یا سه سخنرانی موفقیت‌آمیزی داشته باشید به این باور خواهید رسید که سخنران خوبی هستید. در نتیجه‌ی این باور اعتماد به نفس شما افزایش پیدا می کند و بعدها سخنرانی‌های بهتری ارائه خواهید داد.
باورهای شما به‌صورت ناخودآگاه ساخته می‌شوند و در توانمند و یا محدود کردن شما نقش قدرتمندی بازی می‌کنند. اگر کسی را می‌بینید که همیشه به‌خوبی سخنرانی می‌کند به این معنی است که او باور دارد سخنران خوبی است.
اگر شما باور دارید که آدم ضعیفی هستید پس در انجام کارهایتان به صورتی عمل می‌کنید که ضعیف بودن خود را ثابت کنید؛ یعنی باور قوی بودن شما را قوی می‌کند و باور ضعیف بودن شما را ضعیف می‌کند.

آنتونی رابینز می گوید:
انسان ماشین اثبات باورهای خویش است
شاید داستان فالکون‌ها را شنیده باشید. فالکون‌ها گروه انگلیسی بودند که برای اولین بار قطب جنوب را کشف کردند. آن‌ها متشکل از دوازده یا سیزده نفر بودند که وقتی وارد قطب جنوب شدند همه غذاها و امکاناتشان را از دست داده بودند.
امکاناتی مانند لوازم، لباس‌های گرم و وسایل گرمایشی و حیواناتشان را که در سفرشان از آن‌ها کمک می‌گرفتند.

آن‌ها حتی غذای کافی نداشتند که بتوانند زنده بمانند و دوام بیاورند. بااین‌حال چیزی در وجود این افراد موج می‌زد که باعث می‌شد که آن‌ها به زنده ماندن خود باور داشته باشند.
آن‌ها باور داشتند که افرادی برای پیدا کردن آن‌ها خواهند آمد و بالاخره نجات پیدا خواهند کرد. آن‌ها در دل خود امیدوار بودند که از آنجا زنده بیرون می‌روند.
علاوه بر این باور به خاطر اینکه قطب جنوب را کشف کرده بودند، مدام شادی و خوشحالی می‌کردند و به اینکه آن‌ها اولین گروهی هستند که وارد قطب جنوب شده‌اند، افتخار می‌کردند. آن‌ها باور داشتند که نجات پیدا می کنند.
آن‌ها بااینکه چیزی برای خوردن و گرم کردن خود نداشتند و فقط باور داشتند که نجات پیدا می‌کنند به مدت سیزده روز زنده ماندند، آن‌هم در دمای منفی ۲۵ درجه سانتی‌گراد.
شاید برایتان قابل‌باور نباشد که انسانی بتواند بدون خوراک و لوازم گرمایشی در دمای منفی ۲۵ درجه و به مدت سیزده روز زنده بماند، اما برای فالکون ها این موضوع به یک باور تبدیل شده بود و این باور آن‌ها، باعث زنده ماندن آن‌ها به مدت سیزده روز شد.
اما پس از گذشت سیزده روز بدون آب و غذا فیزیولوژی جسمشان اجازه نداد که بیشتر دوام بیاورند و شرایط طاقت فرسای قطب جنوب باعث مرگشان شد.
۲- انواع باورهای انسان
باورهای انسان به دو نوع تقسیم می‌شوند.
۱- باورهای نیروبخش
به باورهایی که باعث می‌شوند انسان انرژی و انگیزه بگیرد و در کارهایش موفق شود باورهای انرژی‌بخش می‌گویند. این باورها در بیشتر اوقات موجب می‌شوند که انسان بتواند علیرغم توانایی کم خود در انجام کار، آن کار را با قدرت انجام دهد.
گاهی اوقات باورهای نیروبخش می‌توانند به حدی به انسان نیرو و انرژی بدهند که انسان کاری را انجام دهد که انجام آن در شرایط عادی بسیار مشکل به نظر می رسد.
زنده ماندن فالکون ها در آن شرایط مانند یک معجزه بود و در تخیل کسی نمی‌گنجید که انسان‌هایی بتوانند در شرایط بسیار سختی مانند قطب جنوب، بدون آب و غذا و لوازم گرمایشی، به مدت سیرده روز زنده بمانند.
تنها چیزی که باعث شد این اتفاق بیفتد باور زنده ماندن بود. این باور انرژی‌بخش باعث شد که فالکون ها کار غیرقابل‌باوری انجام دهند.

باورهای نیروبخش می‌توانند باعث شوند که انسان بتواند در انجام کارهای خود به‌خوبی بدرخشد و به موفقیت‌های بزرگی دست یابد.
می‌توان گفت، اگر انسان به توانایی خود برای انجام هر کاری باور داشته باشد، آن باور می‌تواند انرژی و توان و مهارت لازم را برای انجام آن کار فراهم کند.
به‌طورکلی باورهای نیروبخش مثل سوخت موتور جت انسان را به سمت اهداف خود پرتاب می کنند.
۲- باورهای محدودکننده
در مقابل باورهای نیروبخش باورهای محدودکننده هستند که مانع بزرگی را در ذهن انسان ایجاد می‌کنند و به انسان اجازه نمی‌دهند که حتی آن کار را شروع کند. گاهی اوقات باورهای محدودکننده انسان را فلج و زمین‌گیر می‌کنند.
حتی اگر توانایی انجام کاری را داشته باشد، باور محدودکننده‌ ذهن او را فلج می کنند و آن شخص از اینکه بتواند برای انجام آن کار اقدام کند بازمی‌ماند و هیچ کاری انجام نمی‌دهد.
انسانی که باور محدودکننده دارد، حتی اگر شروع به انجام آن کار کند با کمال ناباوری نمی‌تواند آن کار را به درستی انجام دهد.

باورهای محدودکننده انسان به سه دسته تقسیم می‌شوند:
۱– باورهای ناشی از ناامیدی
گاهی اوقات انسان به انجام کاری امید ندارد. او باور دارد که انجام آن کار امکان پذیر نیست. او به این باور رسیده است که هیچ کس نمی تواند کار مورد نظر را انجام دهد. او فکر می کند که آن کار از طرف هیچکس قابل انجام نیست.
او باور دارد که نمی تواند آن کار را انجام دهد فقط به این دلیل که فکر می‌کند دیگران هم نمی توانند آن کار را انجام دهند. او به کلی از انجام آن کار ناامیدشده است.
به این نوع باورهای محدودکننده که باعث می شود انسان از انجام کاری ناامید شود باورهای ناشی از ناامیدی می گویند.
این نوع باورها زمانی خواهند شکست که شخص دیگری پیدا شود و کار مورد نظر را با موفقیت انجام دهد. در این صورت باوری که آن شخص در ذهن دارد خواهد شکست.
۲- باورهای ناشی از ناتوانی
این نوع باورها زمانی در ذهن انسان ساخته می شوند که انسان به ناتوانی خود در انجام کار خاصی باور پیدا کند. او می داند که کار مورد نظر را افراد توانمند دیگر می توانند انجام دهند، اما او ناتوان تر از آن است که بتواند از عهده انجام آن کار برآید.
او باور دارد که انجام آن کار توسط افراد دیگری که توانایی دارند امکان پذیر است و این خود اوست که توانایی انجام آن کار را ندارد. این نوع باورهای محدودکننده را می توان توسط آموزش و افزایش توانمندی ها و مهارت های شخصی شکست.
این نوع باورها را می توان به راحتی تغییر داد، زیرا انسان به انجام شدن آن کار توسط افراد دیگر باور دارد و این خود می تواند به تغییر این باورها کمک کند.
۳- باورهای ناشی از بی‌ارزشی
در بعضی اوقات انسان توانایی انجام کاری را دارد. از انجام کار و رسیدن به موفقیت هم ناامید نیست ولی مانعی ذهنی اجازه انجام کار را به او نمی‌دهد. این مانع ذهنی باور محدودکننده ناشی از بی‌ارزشی می‌باشد.
این باور در ذهن انسان القاء می‌کند که او خود را بی‌ارزش‌تر از آن می‌بیند که آن کار را انجام دهد.
او باور دارد که افراد دیگری لیاقت انجام آن کار را دارند و خودش را بی‌ارزش می‌پندارد. او باور دارد که بی‌ارزش است و این باور از انجام شدن کار جلوگیری می‌کند.
به این نوع باور که انسان خود را برای انجام کاری بی‌ارزش می‌بیند باور محدودکننده ناشی از بی‌ارزشی می‌گویند.
برای اینکه انسان بتواند این باور را در ذهن خود بشکند باید به این نتیجه برسد که لیاقت و ارزش انجام آن کار را دارد.
آیا می‌توانیم باورهای خود را تغییر دهیم
حال که دانستید باور چیست؟ و باورهای انسان چگونه ساخته می شوند؟ نوبت آن است که بدانید آیا می توانید باورهایتان را تغییر دهید؟ اینکه بدانید باور چیست؟ و این باور چگونه ساخته می شود؟
چه سودی خواهد داشت اگر نتوانید باورهای مخرب و محدودکننده خود را تغییر دهید. فرض کنید که باورهای مخرب و محدودکننده خود را شناختید و نتوانستید آن ها را تغییر دهید عملکرد و رفتارهای شما مانند گذشته خواهد بود و هیچگاه رفتارتان طوری نخواهد بود که به سمت موفقیت حرکت کنید.
بهترین کار این است که بدانید باور چیست؟ و باورهای مخرب را شناسایی کنید و راه های شناسایی باورهای محدودکننده را بشناسید و در نهایت آن ها را تغییر دهید. اینکه بتوانید باورهای مخرب را تغییر دهید می تواند طوری باشد که شما را به اهدافتان برساند.
شاید برای شما هم این سؤال پیش آمده باشد که آیا انسان توانایی تغییر باورهای خود را دارد؟ گاهی اوقات انسان در شرایطی قرار می‌گیرد که باید کاری را انجام دهد و اگر آن کار را انجام ندهد بهای گرانی را باید بپردازد.
در بعضی‌اوقات انجام ندادن کاری باعث از دست دادن چیزی گران‌بها می‌شود. در این زمان‌ها، انسان هرچند باور دارد که نمی‌تواند آن کار را انجام دهد، ولی با تمام توان خود برای انجام آن کار اقدام می‌کند و آن کار را با موفقیت انجام می‌دهد.
اگر کسی بتواند فقط یک بار کاری را که باور ندارد انجام دهد، با موفقیت انجام دهد مانعی را که در ذهن خود ساخته است خراب می‌کند و برای بارهای بعدی آن کار را به‌راحتی انجام می‌دهد.
در این شرایط باور محدودکننده او تغییر کرده است. این تغییر می‌تواند به تغییر باورهای محدودکننده دیگر بیانجامد. پس می‌توان به این نتیجه رسید که می‌توان باورهای محدودکننده انسان را تغییر داد و باورهای نیروبخشی را در ذهن او جایگزین کرد.
برای اینکه انسان بتواند بر باورهای محدودکننده خود غلبه کند و باورهای نیروبخش را جایگزین آن باورها کند، دانش ان.ال.پی تکنیک تغییر باورها را در اختیار او می‌گذارد. انسان می‌تواند از این الگو استفاده کرده و باورهای محدودکننده خود را تغییر داده و به جای آن باوری نیروبخش را در ذهن خود تقویت کند.
اگر افرادی را که به موفقیت رسیده اند را بررسی کنید و در مورد سرگذشت آنها مطالعه کنید به این نکته پی خواهید برد که آنها باور داشته اند که به موفقیت می رسند.
می توان به این نتیجه رسید که اولین و بزرگترین دلیل موفقیت افراد موفق باور موفقیت بوده است. اگر باور نکنید که موفق می شوید تلاشتان برای موفقیت نتیجه ای نخواهد داد. مقاله های زیر را هم مطالعه نمایید.

rezghehalal.com logo footer

محصولات استاد موسوی فقط دراین سایت عرضه می شود.
تمام محصولات گروه تحقیقاتی رزق حلال فقط مخصوص فرد وخانواده فردی است که بهای آن را به گروه تحقیقاتی رزق حلال پرداخته است.درغیر این صورت استفاده از محصولات قانونا وشرعا غیر مجاز وحرام می باشد ومتخلفان توسط وکلای این گروه تحت پیگرد قانونی قرار می گیرند.

ایمیل خود را وارد کنید تا از جدیترین اخبار سایت مطلع شوید.

اطلاعات تماس

  • 09199506280
  • info@rezghehalal.com